عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393
بازدید : 9632
نویسنده : احمدمولا

يعني ميشه ...


يه روز منو تو بهم برسيم ...


بعد يه روزي صبح تو بغلت چشمامو باز كنم ...


ببينم خواب ِ خوابي


هي آروم بوست كنم تا بيدار شي ...


بعد بگم پاشو ديگه تنبل ...


حوصلم سر رفت !!!


چقدر ميخوابي !!!


تو هم كه غُر غُرو ...


با كلي كش و قوس بيدار شي


بعدِ كلي ديوونه بازي و بالش بازي ...


بگم گشنمه خيلي ... بريم صبونه بخوريم ...


تو هم بگي باشه بريم . حالا چي داريم ؟؟!


منم بگم : هيچي ! امروز تو صبونه درست كن .


تو هم بگي : مثلا زن گرفتم هيچكاري بلد نيست .


من تو رو نميگرفتم چيكار ميكردي آخه ؟!


منم بگم : خيلي دلتم بخواد دختر به اين خوبي ... نازي ... جيگري ...


تو هم بگي : بچه پررووو رو ببين ... فقط ٦ متر زبون داره ...


باشه ... بگير بخواب استراحت كن ...


يه صبحونه درست كنم انگشتاتم بخوري ... ميخوام تپل شي ...


زنِ لاغر دوست ندارم ... بعد محكم بوسم كني ..


يعني ميشه؟؟!



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


عضویت شما در انجمن باعث خوشحالی ماست

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دریافت كد لوگو